سفارش تبلیغ
صبا
همواره بیندیشید که آن مایه زندگانی دل بینا و کلید درهای حکمت است . [امام حسن علیه السلام]
اشک شور
درباره



اشک شور


نا آشنا
دوست دارم دوست باشم با خدای مهربان دستهایم رو بگیرم رو به سوی آسمان

رابطه حضرت معصومه(س) با امام رضا (ع)   
نجمه خاتون همسرگرامی امام کاظم(ع) تنها دو فرزند در دامان خود پرورش داد و آنها عبارتند از:
1- خورشید فروزان امامت، حضرت علی بن موسی الرضا(ع).
2- ماه تابان درج عصمت، حضرت معصومه(س).
محمد بن جریر طبری، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجری،براین واقعیت تصریح نموده است.
مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامن نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم بود و امام(ع) توانست والاترین عواطف انباشته شده در سویدای دلش را بر او نثار کند.
بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت زایدالوصفی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است.
در یکی از معجزات امام کاظم(ع) که حضرت معصومه نیز نقشی دارد، هنگامی که مرد نصرانی می پرسد: «شما که هستید؟» می فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا»
«من معصومه، خواهر امام رضا(ع)می باشم»

این تعبیر از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادری سرچشمه می گیرد.

پیشاپیش سالروز ورود فاطمه معصومه(س) به شهر قم را تبریک میگویم


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/30:: 5:16 عصر     |     () نظر

محمد نور عالمتاب هستی است
وجودش روشنی بخش زمان است
به هر قلبی نماید رخنه و جا
خدا داند که قلب او جوان است

 


 

میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر  صادق(ع) مبارک باد


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/29:: 1:3 عصر     |     () نظر

مادر شوهر و سمّ

 


دختری بعد از ازدواج نمی‌توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جر و بحث می‌کرد. عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!

داروساز گفت اگر سمّ خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد، همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به او شک نبرد.دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر می‌ریخت و با مهربانی به اومی‌داد.

هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادرشوهر هم بهترو بهتر شد تا آن جا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی‌خواهد که بمیرد، خواهش می‌کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/25:: 6:22 عصر     |     () نظر

پیامبر اعظم (ع) در یک نگاه    

معصوم اول :نام :

محمد، احمد (ع)

لقب معروف :

رسول الله ، خاتم پیامبران

کنیه:

ابوالقاسم

پدر و مادر:

   عبدالله ، حضرت آمنه

وقت و محل تولد:

طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادی (چهل سال قبل از بعثت ( در مکه

وقت و محل رحلت و مرقد شریف :

روز دوشنبه 28 ماه صفر سال 11 هجرت ، در مدینه در سن 63 سالگی رحلت نمود، مرقد شریفش ، در مدینه ، کنار مسجدالنبی است .

دوران عمر:

سه بخش ،

1- قبل از نبوت (چهل سال)

2- بعد از نبوت در مکه (13 سال )

3- بعد از هجرت از مکه به مدینه ، و تشکیل حکومت اسلامی (حدود ده سال )


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/23:: 10:1 عصر     |     () نظر

احساس ارزشمندی

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
دست همه حاضرین بالا رفت.
سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
و باز هم دست‌های حاضرین بالا رفت.
این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می‌گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می‌شویم، خم می‌شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می‌شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی‌دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/23:: 4:13 عصر     |     () نظر

حوادث ناگوار پس از شهادت امام عسکری(ع)   
متأسفانه پس از شهادت امام عسکری(ع)، اتفاقات ناگواری رخ داد که برخی از آنها بدین قرار است:
1. بازجویی از خانه آن حضرت؛لحظاتی از شهادت امام عسکری(ع) سپری نشده بود که دژخیمان، با سعایت افرادی، به خانه امام هجوم بردند تا شاید در این رهگذر به امام غایب دست یازند.
2. برخورد جعفر کذّاب با مادر امام عسکری(ع) بر سر میراث؛
3. بازجویی از خانه­ ها و منازل برای دستیابی به حضرت مهدی (ع)؛
4. ترور، حبس، تهدید و اذیت و آزار شیعیان؛شیخ مفید از تهدیدات علیه شیعه پس از شهادت امام عسکری(ع)، به عنوان یکی از تلخ‌ترین فرازهای تاریخ تشیع یاد کرده است.

 

5. اختلاف و چند دستگی بین شیعیان؛ یکی از حوادث کمر شکن پس از شهادت امام عسکری(ع) ، تفرقه‌ای بود که در میان برخی از شیعیان رسوخ کرد و آنها را از یکپارچگی خارج نمود. البته این تفرق پیش از آن، از سوی امام عسکری(ع) پیش بینی شده بود. ابوغانم می‌گوید: از امام عسکری(ع) شنیدم که می‌فرمود: در سال 260 پیروانم فرقه فرقه می‌شوند.آن گاه در ادامه ابوغانم می­گوید: در آن سال امام عسکری(ع) رحلت فرمود و پیروان و یارانش متفرق شدند. دسته‌ای خود را منتسب به جعفر (پسر امام دهم) کردند، گروهی سرگردان شدند، عده ­ای به شک افتادند، دسته­ ای در حالت تحیر ایستادند و جمعی دیگر به توفیق خدای تعالی، بر دین خود ثابت ماندند.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/21:: 5:31 عصر     |     () نظر

امشب که زمین و آسمان می گرید
از ماتم عسگری جهان می گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید
سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نا آشنا 92/10/19:: 2:32 عصر     |     () نظر


لوگوی ما